بیان المراد؛ شرح فارسی بر اصول الفقه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٦٤٤ - مسئله سوم اطلاق در جملات
للمطلق باسم الجنس و علم الجنس و النّكرة، بل يكون في الجمل ايضا كاطلاق صيغة افعل الّذي يقتضي استفادة الوجوب العيني و التّعيينى و النّفسي، فانّ الاطلاق فيها انّما هو من نوع اطلاق الجملة. و مثله اطلاق الجملة الشّرطيّة في استفادة الانحصار في الشّرط.
و لكن محلّ البحث في المسائل الآتية خصوص الالفاظ المفردة، و لعل عدم شمول البحث عندهم للجمل باعتبار ان ليس هناك ضابط كلّي لمطلقاتها، و ان كان الاصحّ ان بحث مقدّمات الحكمة يشملها. و قد بحث عن اطلاق بعض الجمل في مناسباتها كاطلاق صيغة افعل و الجملة الشّرطيّة و نحوها.
ترجمه:
مسئله سوّم: اطلاق در جملات
اطلاق اختصاص بكلمات مفرد نداشته و بر خلاف آنچه از ظاهر عبارات اصوليّون استفاده مىشود در جملات نيز جارى است.
امّا اينكه چطور از ظاهر تعبيرات و عبارات ايشان بدست مىآيد كه اطلاق تنها در مفردات است:
حضرات مثال مطلق را صرفا باسم جنس و علم جنس و نكره زدهاند بدون اينكه شاهدى از جملات در اين باب ايراد كنند و اين خود بظهوره دلالت دارد بر اينكه اطلاق در جملات وجود ندارد.
و امّا مثال براى جملهاى كه مطلق باشد همچون اطلاق صيغه افعل كه از آن وجوب عينى و تعيينى و نفسى استفاده مىگردد و بايد توجّه داشت كه اطلاق در آن از نوع اطلاق در جمله مىباشد.
و نيز مانند اطلاق جمله شرطيّه كه از آن انحصار جواب در شرط فهميده مىشود.
ولى در عين حال بايد بگوئيم محلّ بحث در مسائل آينده صرفا الفاظ مفرده